یوسف گم گشته، باز آید به کنعان، غم مخور کلبۀ احزان، شود روزی گلستان، غم مخور

یوسف گم شده (یار و معشوق) دوباره به سرزمین کنعان (نزد عاشق یا تو) بر میگردد و خانه غم و ناراحتی یک روز مانند گلستان پر از شادی و طراوت میشود؛ پس غمگین نباش. (غمها به شادی تبدیل میشوند، غم مخور)

ای دل غمدیده، حالت به شود، دل بد مکن وین سر شوریده، باز آید به سامان، غم مخور

ای دل غمگین و ناراحت، حالت دوباره بهتر و خوب میشود، نگران نباش. این وجود آشفته و پریشان تو سرو سامان و آرام و قرار میگیرد، غمگین نباش.

دور گردون، گر دو روزی بر ما نرفت دائماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور

اگر گردش زمانه (روزگار) چند روز مطابق میل و هدف ما پیش نرفت، ناراحت نباش، زیرا همیشه حال روزگار و زمانه به یک شکل باقی نمیماند.

هان مشو نومید! چون واقف نهِ ای از سر غیب باشد اندر پرده، بازیهای پنهان، غم مخور

آگاه باش، نا امید مشو چون تو اسرار غیب را نمیدانی. در پس پرده بازیهای پنهان بسیار هست

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کَند چون تو را نوح است کشتیمان، ز توفان، غم مخور

ای دل، اگر نیستی و نابودی همچون سیل خروشانی، اساس و بنیان هستی و وجودت را نابود کند، باز هم غمگین نباش زیرا هدایت‌گری هم چون نوح همراه با قدرت الهی داری، پس از مشکلات نترس.

در بیابان گر به شوق کعبه، خواهی زد قدم سرزنش‌ها گر کَند خار مغیلان، غم مخور

اگر در بیابان به شوق و علاقۀ رسیدن به کعبه (معشوق) قدم بر میداری اگر خار مغیلان و دشواری‌های این راه تو را آزار می‌دهد غمگین نباش

گرچه منزل، بس خطرناک است و مقصد، بس بعید هیچ راهی نیست، کان را نیست پایان، غم مخور

اگرچه منزل و جایگاه محل اقامت کاروانیان خطرناک و مقصد بسیار دور است، پس ناراحت نباش، زیرا هیچ راهی نیست که سرانجام و پایانی نداشته باشد.

حافظ! در کنج فقر و خلوت شب‌های تار تا بود وِردت دعا و درسِ قرآن، غم مخور

ای حافظ تا زمانی که در تنهایی و درویشی در شب‌های تاریک، ذکر و کلام تو دعا کردن، قرآن خواندن و نیایش خداوند باشد از هیچ چیزی ناراحت نباش.

خود ارزیابی صفحه 59

1- چه چیزی پذیرش سختی‌ها را برای حافظ، آسان کرده است؟

امید به آینده بهتر، یکسان نبودن احوال روزگار، وجود رهبر آگاه، توکل به خدا، دعا و خواندن قرآن

2- انسان عاقل در برابر حوادث و مشکلات زندگی، چگونه باید رفتار کند؟

هیچ گاه غم نمی‌خورد و امیدش را از دست نمیدهد و با توکل به خدا و نیایش پروردگارش به همراه تلاش و امید به خدا و خواندن قرآن بر مشکلات پیروز می‌شود.

3- بیت زیر، با کدام یک از بیت‌های درس ارتباط بیشتری دارد؟

غواص اگر اندیشه کند کام نهنگ هرگز نکند در گران‌مایه به چنگ

گرچه منزل، بس خطرناک است و مقصد، بس بعید     هیچ راهی نیست، کان را نیست پایان، غم مخور

4- کدام مصراع به یک آیین مذهبی اشاره دارد؟

در بیابان گر به شوق کعبه، خواهی زد قدم  (به حج اشاره دارد)

گفت و گو صفحه 59

1- غزلی دیگر از دیوان حافظ انتخاب کنید و دربارۀ پیام‌های آن در کلاس، گفت و گو کنید.

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد

حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

مژده و بشارت دربارۀ آمدن بهار و یادآوری اینکه بدانیم هر گل فرصت کمی برای زندگی دارد. همۀ گل‌ها با هم شکفته نمی‌شوند. بلکه به ترتیب شکفته می‌شوند. خدا نیز نعمت‌ها را با هم به انسان نمی‌دهد بلکه هر کدام را در زمان خودش می‌دهد. ما باید قدر عمر خود را بدانیم و از لحظه لحظۀ آن استفاده کنیم. شاعر در غزل به عزت گل اشاره می‌کند و دانستن قدر گل و با ارزش دانستن وقت را نیز توصیه می‌کند. رفتن به باغ و تماشای گل و بهار نیز توصیه دیگر شاعر است و در آخر بیان میکند که ای شنونده شعر و ای کسی که از خواندن و شنیدن غزل لذت میبری، بدان که خداوند حافظ را برای خاطر شما آفریده است، پس برای خداحافظی با او بیایید که رفتنی است. (تا هستیم قدر همدیگر را بدانیم و از احوال هم باخبر شویم، زیرا عمر خیلی سریع سپری می‌شود و روزی باید با این دنیا وداع کنیم.)

2- چهار نمونه تخلص از شاعران دیگر انتخاب کنید و بیت کامل آنها را در کلاس بخوانید.

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

بیش از همه کس افتاد در دام غمت هاتف امید کز این غم شاد تا روز پسین بادا

تا نگردد جذبۀ توفیق صائب دستگیر از گل تعمیر، پای خود کشیدن مشکل است

نوشتن صفحه 60

1- واژگانی را که نشانۀ جمع دارند، مشخص کنید و مفرد هر یک را بنویسید.

کنعان: *

گلستان: *

دودمان: *

احزان: حزن

پیروان: پیرو

کشتیبان: *

پایان: *

آزادگان: آزاده

2- در بیت زیر، قافیه ها را مشخّص کنید و سه واژۀ هم قافیه با آنها بنویسید.

همای اوج سعادت به دام ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتد

واژه‌های هم قافیه: رام، جام، خام، رهام، پدرام، زمام، نمام، شام، بام، گام، وام، نام، مشام و...

3-بیت زیر، با کدامیک از بیت های درس، ارتباط معنایی دارد؟ دلیل ارتباط آن را بنویسید.

عزیز مصر به رغم برادرانِ غیورز قعر چاه، برآمد به اوجِ ماه رسید


دور گردون، گر دو روزی بر ما نرفتدائماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور

حال دنیا یکسان نیست. گاهی به انسان نعمت میدهد، گاهی از انسان نعمت را می‌گیرد. هیچ کار خدا بدون حکمت و فلسفه نیست. حال و زندگی حضرت یوسف (ع) هم یکسان نبود. یکبار اسیر چاه شد، سپس به مصر برده شد و گرفتار زندان گشت، دیگر بار از زندان رهایی یافت و عزیز و حاکم مصر شد.


هان مشو نومید! چون واقف نهِ ای از سر غیبباشد اندر پرده، بازی‌های پنهان، غم مخور

کارهای خدا حکمت دارد. کاری که از نظر ما خیانت است و باعث رنج می‌شود، شاید روزی باعث رحمت و نعمت شود. ما از رازهای هستی با خبر نیستیم و نباید دربارۀ آن‌ها زود قضاوت کنیم.