ذاکَ هوَ اللهُ

آن همان خداوند است.

اُنْظُرْ لِتِلْکَ الشَّجَرَه ذاتِ الْغُصونِ النَّضِرَه

به آن درختِ دارای شاخه‌های تر و تازه نگاه کن.

کَیفَ نَمَتْ مِنْ حَبَّةٍ وَ کَیفَ صارَتْ شَجَرَه

چگونه از دانه‌ای رشد کرد و چگونه درخت گردید

فَابْحَثْ وَ قُلْ مَنْ ذَا الَّذی یُخْرِجُ مِنهَا الثَّمَرَه

پس جست‌و جو کن و بگو این کیست که میوه را از آن بیرون می‌آورد.

وَ انْظُرْ إِلَی الشَّمسِ الَّتی جَذوَتُها مُسْتَعِرَه

و به خورشیدی که پارۀ آتش آن فروزان است، نگاه کن.

فیها ضیاءٌ وَ بِها حَرارَةٌ مُنتَشِرَه

در آن روشنایی است و با آن حرارتی پراکنده است.

مَنْ ذَا الَّذی أَوْجَدَها فی الْجَوِّ مِثلَ الشَّرَرَه

و این کیست که آن را در هوا مانند پاره آتش پدید آورد.

ذاکَ هوَ اللّٰهُ الَّذی أَنعُمُهُ مُنهَمِرَه

آن همان خداوندی است که نعمت‌هایش ریزان است.

ذو حِکمَةٍ بالِغَةٍ وَ قُدرَةٍ مُقتَدِرَه

دارای حکمتی کامل و قدرتی با اقتدار است.

اُنْظُرْ إِلَی اللَّیلِ فَمَنْ أَوْجَدَ فیهِ قَمَرَه

به شب نگاه کن پس چه کسی ماه را در آن پدید آورد.

وَ زانَهُ بِأَنْجُمٍ کَالدُّرَرِ الْمُنتَشِرَه

و آن را (شب) با ستارگانی مانند مرواریدهای پراکنده زینت داد.

وَ انْظُرْ إِلَی الْغَیمِ فَمَنْ أَنزَلَ مِنْهُ مَطَرَه

به ابر نگاه کن پس چه کسی باران را از آن نازل کرد.

لغات جدید درس 1 عربی (1) دهم

أَنجُم

ستارگان «مفرد: نَجم، نَجمَة»

ذات

دارای

قُلْ

بگو

أَنزَلَ

نازل کرد

ذاکَ

آن

مُستَعِرَة

فروزان

أَنعُم

نعمت‌ها «مفرد: نِعمَة»

ذو

دارای

مُفتَکِرَة

اندیشمند

أَوْجَدَ

پدید آورد

زانَ

زینت داد

مُنهَمِرَة

ریزان

بالِغ

کامل

شَرَرَة

اخگر (پارۀ آتش)

نَضِرَة

تر و تازه

جَذوَة

پارۀ آتش

ضیاء

روشنایی

نَمَتْ

رشد کرد «مؤنّثِ نَما»

دُرَر

مرواریدها (مفرد: دُرّ)

غُصون

شاخه‌ها (مفرد: غُصْن)

ضیاء

روشنایی

یُخْرِجُ

درمی‌آورَد

ذا

این ← هٰذا «مَنْ ذا: این کیست؟»

غَیم

ابر

حِوارٌ (اَلتَّعارُفُ فی مَطارِ النَّجَفِ الْأًشرَفِ)
در گروه‌های دو نفره شبیه گفت‌وگوی زیر را در کلاس اجرا کنید.

زائِرُ مَرقَدِ أمیرِالْمُؤمِنینَ عَلیّ (ع)

زائر مرقد امیرالمؤمنین علی (ع)

أَحَدُ الْمُوَظَّفینَ فی قاعَةِ الْمَطارِ

یکی از کارمندان در سالن فرودگاه

اَلسَّلامُ عَلَیکُم.

سلام علیکم.

وَ عَلَیکُمُ السَّلامُ وَ رَحمَةُ اللّٰهِ وَ بَرَکاتُهُ.

سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.

صَباحَ الْخَیرِ یا أَخی.

صبح بخیر، ای برادرم.

صَباحَ النّورِ وَ السُّرورِ.

صبح بخیر و شادی

کَیفَ حالُکَ؟

حالت چطور است؟

أَنَا بِخَیرٍ، وَ کَیفَ أَنتَ؟

من خوبم، تو چطوری؟

بِخَیرٍ وَ الْحَمدُ لِلّٰهِ.

خوبم خدا را شکر.

عَفواً، مِنْ أَینَ أَنتَ؟

ببخشید، تو اهل کجایی؟

أَنا مِنَ الْجُمهوریَّةِ الْإسلامیَّةِ الْإیرانیَّةِ.

من از جمهوری اسلامی ایران هستم.

مَا اسْمُکَ الْکَریمُ؟

اسم شریف شما؟

اِسمی حُسَینٌ وَ مَا اسْمُکَ الْکَریمُ؟

اسم من حسین است و اسم شریف شما؟

اِسمی عَبدُ الرَّحمانِ.

اسم من عبدالرحمان است.

هَل سافَرْتَ إلَی إیرانَ حَتَّی الْآنَ؟

آیا تاکنون به ایران سفر کرده‌ای؟

لا؛ مَعَ الْأَسَفِ. لٰکِنّی أُحِبُّ أَنْ أُسافِرَ.

نه. متاسفانه. ولی من دوست دارم سفر کنم.

إنْ شاءَاللّٰهُ تُسافِرُ إلَی إیرانَ!

اگر خدا بخواهد به ایران سفر می‌کنی؟

إن شاءَاللّٰهُ؛ إلَی اللِّقاءِ؛ مَعَ السَّلامَةِ.

اگر خدا بخواهد؛ به امید دیدار؛ به سلامت

فی أَمانِ اللّٰهِ.

در امان خدا.

فی أَمانِ اللّٰهِ وَ حِفظِهِ، یا حَبیبی.

در امان و پناه خداوند، ای دوست من.

جواب اَلتَّمْرینُ الْأوَّلُ صفحهٔ ۶ عربی دهم

ترَجِمْ هٰذِهِ الْجُمَلَ، وَاکْتُبْ نَوعَ الْأَفعالِ.

اُکْتُبْ رِسالَتَکَ: نامه‌ات را بنویس (فعل امر)

اُکْتُبوا واجِباتِکُم: تکالیف خود را بنویسید. (فعل امر)

سَأَکْتُبُ دَرسی: درسم را خواهم نوشت. (فعل مستقبل)

ما کَتَبْتُم تَمارینَکُم: تمرین‌های خود را ننوشتید (فعل نهی)

لا تَکْتُبْ عَلَی الْجِدارِ: بر روی دیوار ننویس (فعل نهی)

هُنَّ لا یَکْتُبْنَ بِسُرعَةٍ: آنها با سرعت نمی‌نویسند (فعل نفی)

إنَّنا سَوفَ نَکْتُبُ أَبحاثاً: همانا ما بحث‌های خود را خواهیم داشت (فعل مستقبل)

کانوا یَکْتُبونَ بِدِقَّةٍ: آنها با دقت می‌نوشتند (فعل مضارع)

جواب اَلتَّمرینُ الثّانی صفحهٔ 7 عربی دهم

ضَعْ فِی الدّائِرَةِ الْعَدَدَ الْمُناسِبَ. «کَلِمَةٌ واحِدَةٌ زائِدَةٌ.»

1- اَلشََّرَرَةُ: قِطعَةٌ مِنَ النّارِ.

زبانه آتش: تکه‌ای از آتش

2- اَلشَّمْسُ: جَذوَتُها مسُتَعِرَةٌ، فیها ضیاءٌ وَ بِها حَرارَةٌ مُنتَشِرةٌ.

خورشید: پاره آتش آن فروزان است. در آن نور است و با آن حرارتی پراکنده است.

3- اَلْقَمَرُ: کَوکَبٌ یدَورُ حَولَ الَْأَرضِ؛ ضیاؤُهُ مِنَ الشَّمسِ.

ماه: ستاره‌ای است که دور زمین می‌چرخد؛ نورش از خورشید است.

5- اَلْغَیْمُ: بُخارٌ مُتَراکِمٌ فِی السَّماءِ یَنزِلُ مِنهُ الْمَطَرُ.

ابر: بخاری متراکم در آسمان است که باران از آن می‌بارد.

6- اَلْفُستانُ: مِن الْمَلابِسِ النِّسائیَّةِ ذاتِ الْأَلوانِ الْمُختَلِفَةِ.

لباس‌های زنانه: از لباس‌های زنانه با رنگ‌هایی مختلف است.

7- اَلدُّرَرُ: مِنَ الْأَحجارِ الْجَمیلَةِ الْغالیَةِ ذاتِ اللَّونِ الْأَبیَضِ.

مروارید‌ها: از سنگ‌های زیبای گران قیمت با رنگ سفید هستند.

کلمه اضافی: 4- اَلْأَنعُمُ: (نعمت‌ها)

جواب اَلتَّمرینُ الثّالِثُ صفحهٔ 7 عربی دهم

ضَعْ هٰذِهِ الْجُمَلَ وَ التَّراکیبَ فی مَکانِهَا الْمُناسِبِ.

هٰؤلاءِ فائزِاتٌ /هٰذانِ الدَّلیلانِ / تلکَ بَطّاریَّةٌ / أوُلئٰکَِ الصّالحِونَ / هٰؤلاء الْأَعداءُ / هاتانِ الزُّجاجَتانِ

مفرد مؤنّث

مثنّی مذکّر

مثنّی مؤنّث

تلکَ بَطّاریَّةٌ الْأَعَداءُ

آن باتری دشمنان

هٰذانِ الدَّلیلانِ

این، دو راهنما

هاتانِ الزُّجاجَتانِ

این، دو شیشه

جمع مذکّر سالم

جمع مونّث سالم

جمع مکسّر

أوُلئٰکَِ الصّالحِونَ

آن، صالحان

هٰؤلاءِ فائزِاتٌ

این، برندگان

هٰؤلاءِ

این

جواب اَلتَّمْرینُ الرّابِعُ صفحهٔ 8 عربی دهم

اُکتُبْ وَزنَ الْکَلِماتِ التّالیَةِ وَ حُروفَهَا الْأَصلیَّةَ.

1- ناصِر، مَنصور، أَنْصار: فاعل، مفعول، افعال (ن ص ر)

2- صَبّار، صَبور، صابِر: فعال، فعول، فاعل (ص ب ر)

جواب اَلتَّمرینُ الْخامِسُ صفحهٔ 8 عربی دهم

ضَعِ الْمُتَرادِفاتِ وَ الْمُتَضادّاتِ فی مَکانِهَا الْمُناسِبِ. = ≠

ضیاء/ نامَ / ناجِح / مسَرور / قَریب / جَمیل / نِهایَة / یَمین / غالیَة / شِراء / مَسموح / مُجِدّ

رَخیصَة ≠ غالیَة

راسِب ≠ ناجِح

یَسار ≠ یَمین

حَزین ≠ مسَرور

بَیْع = شِراء

بِدایَة ≠ نِهایَة

بَعید ≠ قَریب

مُجتَهِد = مُجِدّ

رَقَدَ = نامَ

قَبیح ≠ جَمیل

نور = ضیاء

مَمنوع ≠ مَسموح

جواب اَلتَّمرینُ السّادِسُ صفحهٔ 8 عربی دهم

اُرسُمْ عَقارِبَ السّاعاتِ.

ساعت پنج و ربع

اَلْخامِسَةُ وَ الرُّبعُ

پنچ و ربع

ساعت هشت و نیم

الثّامِنَةُ وَ النِّصفُ

هشت و نیم

ساعت پتج و چهل و پنج دقیقه

اَلسّادِسَةُ إلّا رُبعاً

پنج و چهل و پنچ دقیقه