1- آرایه تشخیص (جان بخشی به اشیاء ، انسان نمایی پدیده ها)

نسبت دادن اعمال و رفتار انسانی به غیر انسانی را تشخیص می گویند.

مثال 1: برق از شوق که میخندد بدین سان قاه قاه: عمل خندیدن که رفتار انسانی است به برق نسبت داده شده است.

مثال 2: سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور: سرزنش کردن خار مغیلان

2- آرایه واج آرایی (نغمه‌ی حروف)

هر گاه یک حرف یا حرکت چندین بار در نوشته ای بیاید (تکرار یک واج صامت یا مصوت).

مثال 1: واج آرایی (د) در بیت زیر:

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

مثال 2: واج آرایی (ف) در متن زیر:

کشور ما همواره سرزمین سپند فر و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی بوده است

3- آرایه تضاد (طباق)

هر گاه دو کلمه از نظر معنی مخالف و ضد هم باشند.

مثال 1: تضاد بین ظلمت و نور در بیت زیر:

از ظلمت خود رهایی ام ده با نور خود آشنایی ام ده

مثال 2: تضاد بین عزت و خواری در بیت زیر:

عزت از خواری نشناخته ای عمر در خار کشی باخته ای

4- آرایه مراعات نظیر (شبکه معنایی، تناسب)

هر گاه دو یا چند کلمه در بیت یا نوشتهای بیایند و نسبتی با هم داشته باشند این نسبت می تواند از نظر جنس، مکان، زمان و... باشد.

مثال 1: مراعات نظیر بین (سر و چشم) و همچنین بین (چشم و نگر) در بیت زیر:

با چشم ادب نگر پدر را از گفته ی او مپیچ سر را

مثال 1: مراعات نظیر بین (ترس، وحشت و خشم) در بیت زیر:

نیت من در نماز و دعا ترس بود و وحشت از خشم خدا

5- آرایه تشبیه

مانند کردن چیزی به یک چیز دیگر. تشبیه چهار رکن دارد.
مشبه: کلمه ای که قصد تشبیه کردن آن را داریم.
مشبه به: همان چیزی که که مشبه به آن تشبیه میشود.
ادات تشبیه: کلمه ای که مشبه ومشبه به را به هم می پیوندد. (همچون، چون، مانند، مثل و...)
وجه شبه: ویژگی یا ویژگی های مشترک بین مشبه و مشبه به

مثال: مادر مانند آب، پاک و زلال است.

مشبه: مادر
مشبه به: آب
ادات تشبیه: مانند
وجه شبه: پاک و زلال

6- آرایه کنایه

در لغت به معنای پوشیده سخن گفتن است و هر گاه عبارتی در دو معنای دور و نزدیک به کار رود و مقصود ما معنای دور باشد به آن کنایه می گویند. بسیاری از ضرب المثل ها به نوعی کنایه اند.

مثال: تاج بر سر نهادن

معنای دور: گرامی و بزرگ داشتن

معنای نزدیک: تاج را بر روی سر قرار دادن

7- آرایه مبالغه (اغراق، بزرگنمایی)

اگر در هنگام توصیف کسی یا چیزی زیاده روی کنیم و آن را بسیار بزرگ تر از آنچه است بیان کنیم به آن اغراق یا مبالغه می گوییم.

مثال 1: اغراق در توصیف افراسیاب در بیت زیر

شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب

مثال 2: باریدن آتش مبالغه یا بزرگنمایی در متن زیر

یک روز از آسمان آتش بارید.

8- آرایه سجع

در لغت به معنای آواز کبوتر است و در اصطلاح ادبی به واژه های پایانی دو یا چند جمله می گویند که در حرف و حرکت آخر مشترک باشند. سجع مانند قافیه در شعر است و به نثری که در آن سجع به کار رفته باشد نثر مسجع می گویند.

مثال: آنچه را نپاید، دلبستگی نشاید. (نپاید و نشاید: سجع)

9- آرایه تلمیح

در لغت به معنای با گوشه ی چشم اشاره کردن است و در اصطلاح ادبی آن است که در میانه ی سخنی به آیه، حدیث، داستان و مثل و شعری معروف اشاره کنیم.

مثال 1: گلستان کند آتشی بر خلیل (اشاره به داستان حضرت ابراهیم)

مثال 2: گروهی بر آتش بَرَد ز آب نیل (اشاره به داستان حضرت موسی)

10- آرایه تضمین

آوردن مصراع یا بیتی از شاعر دیگر در شعر خود یا آوردن آیه یا حدیثی در میان کلام و سخن خود را تضمین میگویند.
(توجه: در تلمیح شاعر اشاره به حدیث یا آیه میکند ولی در تضمین عین آیه یا شعر ذکر میشود)

هدف از تضمین:
1) اعتبار بخشیدن به سخن
2) خلاصه کردن مفاهیم گسترده و طولانی
3) ضمانت برای اثبات ادعا

مثال:

چو زنم چو نای هر دم ز نوای ساز او دم که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد این نوا را

« شهریار »


بیت دوم را شهریار از حافظ تضمین کرده است.

11- آرایه جناس

آن است که گوینده یا نویسنده در سخن خود کلماتی هم جنس بیاورد که در ظاهر شبیه به یکدیگر باشند امّا در معنی مختلف باشد. و هماهنگی و موسیقی ای در کلام به وجود می آورد. جناس معمولاً در سطح کلمه بررسی میشود و بر انواعی تقسیم می شوند:

الف) جناس تام

کلماتی که در لفظ یکی باشند و معنای مختلف داشته باشند.

مثال 1: در شعر پایین کام اول به معنای (آرزوی معشوق) است و کام دوم به معنای (دهان) است.

گر من از خار بترسم نبرم دامن گل کام در کام نهگنست بباید طلبید

مثال 2: در شعر پایین گور اول به معنای (گورخر) است و گور دوم به معنای (قبر) است.

بهرام که گور می گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

مثال 3: در شعر پایین خویش اول به معنای (خود) است و خویش دوم به معنای (فامیل) است.

برادر که در بند خویش است، نه برادر نه خویش است.

ب) جناس ناقص

آن است که ارکان جناس (کلمه) در حروف یکی اما در حرکت اختلاف داشته باشند.

مثال 1: سَوار / سِوار ، خَلق / خُلق ، مِهر / مُهر ، دَرد / دُرد

مثال 2:

مکن تا توانی دل خویش ریش وگر می کُنی ، می کَنی بیخ خویش

ج) جناس زاید

آن است که یکی از کلمات هم جنس نسبت به دیگری حرف یا حروفی در آغاز یا وسط یا پایان اضافه داشته باشد.

مثال 1: شرف مرد به جود است و کرامت به سجود

مثال 2: این که تو داری قیامت است نه قامت وین نه تبسم که معجزه است و کرامت

مثال 3: از حسرت رخسار تو ای زیبا روی از ناله چو نال گشتم ، از مویه چو موی